سلوكيان
پس از مرگ اسكندر، سردارانش قلمرو او را به سه قسمت يونان، مصر و ايران تقسيم كردند. ايران نصيب يكي از سرداران اسكندر به نام «سلوكوس» شد، سلوكوس و جانشينان او سلسلة سلوكي را در ايران تشكيل دادند. سلوكيان شهرهايي را در ايران بنا نهادند كه عدهاي يوناني نيز در آن ساكن شدند. اكثر اين شهرها در مسير جادهي ابريشم قرار داشت كه از چين آغاز و بعد از گذشتن از آسياي مركزي و شمال ايران به درياي مديترانه ميرسيد و ساكنان آن در مسير اين جاده به تجارت ميپرداختند. صد دروازه و سلوكيه از شهرهاي مهم سلوكيان به شمار ميرفت. گفتني است سلوكيان نزد ايرانيان بيگانگي بودند كه بر آنان حكومت ميكردند و ميخواستند آنها را از كشور خود بيرون برانند.
اشكانيان
جانشينان اشك را اشكانيان ميگويند. خاندانهاي ايراني براي مبارزه با سلوكيان به اشكانيان كمك كردند. قدرت اين خاندانها به تدريج به حدي رسيد كه در امور داخلي خود مستقل شدند. از جملة اين خاندانها، خاندان «قارن» بود كه نسب خود را به كاوة آهنگر ميرساندند. در شاهنامة فرودسي آمده است كه كاوه ، آهنگري بود كه به كمك مردم عليه پادشاه زمان خود بنام «ضحاك» قيام كرد.
از ديگر خاندانهاي دورة اشكاني خاندان ساسان بود. اين خاندان نسب خود را به اسفنديار ميرساندند. در شاهنامه آمده كه اسفنديار پهلوان مشهوري بوده است.
هنگامي كه دولت اشكاني در ايران تأسيس شد، در اروپا «دولت روم» در حال توسعة قلمرو خود بود. اين دولت ابتدا در شهر رم در كشورهاي ايتالياي كنوني بوجود آمد ولي بتدريج سرزمينهاي اطراف درياي مديترانه را به تصرف خود درآورد. روميها پس از تصرف بخشهاي وسيعي از اروپا، به خاك ايران قدم گذاشتند و چون شام و آسياي صغير را تسخير كردند با اشكانيان همسايه شدند. روميها پادشاه خود را امپراطور ميناميدند. امپراتوران روم در نظر داشتند ايران را تصرف كنند. به همين دليل، سالها ميان آنها و اشكانيان جنگهاي خونيني در ميگرفت و در اكثر اين جنگها روميها شكست ميخوردند زيرا سواران پارتي آنها را به داخل خاك ايران ميكشاندند سپس با حملاتي برقآسا و كوبنده نابودشان ميكردند. در چنين شرايطي«حضرتعيسي» براي هدايت انسانها در فلسطين كه تحت حكومت روميان بود، ظهور كرد. حضرت عيسي(ع) با بياني دلنشين و اخلاقي نيكو مردم را به پرستش خداي يگانه و پرهيز از ظلم و ستم دعوت ميكرد. او حامي محرومان و ستمديدگان بود و خداوند به او قدرتي داده بود كه ميتوانست بيماران را شفا دهد.
باري، مهمترين اقدام اشكانيان اين بود كه سلوكيان را بيگانه ميدانستند و كوشيدند آنها را از ايران بيرون برانند. متأسفانه، ضعف دولت اشكاني و آشفتگي اوضاع كشور، به تدريج باعث نارضايتي بعضي از بزرگان شد. از سوي ديگر، پيداش دينهاي مختلف و وجود تفرقههاي ميان مردم باعث نگراني شده بود؛ زيرا بوداييها از كوشانيها و مسيحيان از روميها حمايت ميكردند. در چنين شرايطي، اردشير كه فرزند يك خانوادهي ايراني ساكن فارس و برخوردار از مقام مذهبي بودند عليه اشكانيان قيام كرد. نام پدربزرگ او ساسان بود و حكومتي را كه اردشير تأسيس كرد به حكومت ساساني معروف است.

