تبليغاتX
وطنم ایران

مقدمه

ايران از سقوط نهاوند به دست اعراب مسلمان كه آن را “فتح الفتوح” خواندند   (21ق/642م)، بلكه شايد اندكي بعد از قتل يزدگرد سوم آخرين پادشاه ساساني كه در حال فرار كشته شد، تقريباً به صورت رسمي جزو قلمرو خلافت اسلام درآمد و وارد دوره اسلامي شد.

رسم است كه اسلامي شدن ايران را به اعتبار دورة اسلامي و تأثير آن در تاريخ ايران، ايران پس از اسلام بخوانيم. اين البته تا آنجا معني‌ دارد كه بتوان زمانه و تاريخ را بدينگونه تقسيم كرد. چه، هر تقسيم‌بندي از اين دست خواه ناخواه دلبخواهي از كار درخواهد آمد. اما اين قدر به هرحال مسلم است كه بسياري از ويژگي‌ها كه مختص تاريخ معاصر ايران است در همين زمان يعني در همين دوره رخ مي‌دهند و از آن پس نيز پيوسته دنبال مي‌شوند تا به عصر حاضر برسند بي‌آنكه در كارها وقفه يا خللي پديد آيد و اين همه چندان آشكار است كه به آساني به چشم مي‌تواند خورد، بسياري از آن ويژگيها و رخدادهاي اسلامي مستقيماً در موجها و جريانهايي تأثير نهادند كه پژوهش‌هاي اسلامي در راستاي آن دنبال شده‌اند.

اسلامي شدن ايراني هر چند دولت ملي و وحدت ميان اقوام و ايالات ايران را كه ويژگي حكومت ساسانيان بود، از ميان برد، اما ايران را وارد فضاي حياتي مشترك تاره‌اي كرد؛ يعني با تمدن‌هاي مختلف اقوام اسلامي مجال آشنايي داد، نظام شبه طبقاتي را كه ويژگي‌ جامعه ساساني بود از ميان برد و به اعضاي طبقات پايين دست نيز امكان دست‌يابي به مناصب عالي و برخورداري از دانش داد؛ و روي هم رفته بيش از عهد ساسانيان به جامعه ايراني فرصت و امكان شركت فعال در يك فرهنگ مختلط جهاني را عرضه كرد. دليل اين همه توفيق و شايستگي را بايد در پيام دين مبين اسلام جست كه توسط پيامبر اسلام، حضرت محمد(ص) ابلاغ شد. كتاب مقدس مسلمانان قرآن است كه اساس دين اسلام مي‌باشد. دين از نظر مسلمانان، همان برنامه‌ي زندگي مادي و معنوي و اين جهاني و آن جهاني انسان‌ها است كه خدا به وسيله‌ي پيامبران كه راهنما و راه‌شناس‌اند، براي انسان‌ها فرستاده است، از آنجا كه مهم‌ترين برنامه پيامبران دعوت به خداي يكتا است، پيامبر اسلام نيز چنين كرد. محبت و كسب علم و دانش پيام دين مبين اسلام است و اين البته براي همه از جمله ايرانيان جذاب بود. مع‌الوصف، ايرانيان تا مدت‌هاي طولاني استقلال سياسي نداشتند.

با قتل عثمان سومين خليفه از خلفاي راشدين، ايرانيان در صحنه سياسي مسلمانان ظاهر شدند و با روي كار آمدن امويان نشانه‌هايي از ناخشنودي در ميان آنان آشكار شد. ابومسلم خراساني به ياري سياه جامگان ايراني حكومت امويان را در سال 132 ق برانداخت و خلافت را از امويان به عباسيان منتقل ساخت. ايرانيان در اوايل خلافت عباسيان مقام‌هاي حساس حكومت را در دست گرفتند و آيين‌هاي باستاني ايراني را احياء كردند و به دنبال زمزمه‌هاي استقلال‌خواهي، قدرت‌هاي نسبتاً مستقلي مانند طاهريان، صفاريان، آل‌زيار، سامانيان و ديلميان در قسمتهاي مختلف ايران به تدريج روي كار آمدند.

 

+ نوشته شده توسط م در پنجشنبه هفتم تیر 1386 و ساعت 8:27 |

سلسله ساسانی

اردشير توانست دولت بزرگ و قدرتمند به وجود آورد و از سپاه دائمي بزرگ برخوردار شود تا از قدرت يافتن حكم‌رانان در نواحي مختلف ايران جلوگيري كند و از سوي ديگر، بيگانگان نتوانند بر او غلبه كنند.

گفتني است با تأسيس سلسله‌ي ساساني، دين زرتشتي دين رسمي كشور شد. با وجود اين، روز به روز بر تعداد پيروان اديان بودايي و مسيحي افزوده مي‌شد؛ زيرا پيروان اديان ديگر در ايران مي‌توانستند عقايد دين خود را تبليغ  كنند. درباره همسايگان ايران در زمان ساسانيان بايد به رومي‌ها و اعراب اشاره كرد. در اوايل تأسيس سلسله‌ي ساساني مردم روم پيرو مسيحيت شدند. يكي از امپراتوران روم به نام كنستانتين، مسيحيت را دين رسمي اين كشور اعلام كرد. او براي نزديك شدن به مرزهاي ايران، پايتخت خود را از شهر روم ايتاليا به شهر استانبول تركيه- كه در آن زمان شهر قسطنطنيه نام داشت- منتقل كرد. اين اقدام او بعدها موجب تقسيم امپراتوري روم شد. يكي روم شرقي و ديگري روم غربي ناميده شد. ميان ايران و دولت روم شرقي بارها جنگ درگرفت.در زمان ساسانيان، در قسمت جنوب ايران، عرب‌هايي مي‌زيستند كه از  دوره‌هاي گذشته از عربستان مهاجرت كرده‌ بودند. ساسانيان به منظور جلوگيري از هجوم اعراب، به گروهي از آنان اجازه دادند كه در مرزهاي جنوبي كشور ساكن شوند. حضور آنان در ايران موجب شد تا از اوضاع سياسي و اجتماعي ايران آگاهي دقيق و فراوان كسب كنند.

به نظر مي‌رسد كه ايرانيان در آن روزگاران بيشتر به تثبيت هويت خود مي‌انديشيدند و اهتمام داشتند. اما نارضايتي مردم و كشور گشايي‌هاي هوس بازانه مانع از تحقق و حيات آن مي‌شد. چنانكه سلسله ساساني به اين سرنوشت دچار شد و اعتقاد به جبر و سقوط حتمي مزيد علت شده بود. چه، با استناد به نامه معروف رستم فرخ‌زاد به برادرش كه در شاهنامه هست اين ضعف روحيه اهل زمانه را كه به سقوط و انحطاط خويش به عنوان يك تقدير و مشيت الهي مي‌نگريستند به خوبي نشان مي‌دهد و اين انديشه عامل بازدارنده در مقابل هر تلاشي و كوشش بود. به اين ترتيب، ايران از آرمان يكپارچگي سياسي كه ساسانيان آن را دنبال مي‌كردند، دور شد و با حمله اعراب مسلمان سقوط كرد. حادثه فتح ايران، با آن فراز و نشيب‌هاي سترگ، از مهمترين حوادث تاريخ دنياي باستان است.

 

+ نوشته شده توسط م در سه شنبه هشتم خرداد 1386 و ساعت 22:11 |

سلوكيان

پس از مرگ اسكندر، سردارانش قلمرو او را به سه قسمت يونان، مصر و ايران تقسيم كردند. ايران نصيب يكي از سرداران اسكندر به نام «سلوكوس» شد، سلوكوس و جانشينان او سلسلة سلوكي را در ايران تشكيل دادند. سلوكيان شهرهايي را در ايران بنا نهادند كه عده‌اي يوناني نيز در آن ساكن شدند. اكثر اين شهرها در مسير جاده‌ي ابريشم قرار داشت كه از چين آغاز و بعد از گذشتن از آسياي مركزي و شمال ايران به درياي مديترانه مي‌رسيد و ساكنان آن در مسير اين جاده به تجارت مي‌پرداختند. صد دروازه و سلوكيه از شهرهاي مهم سلوكيان به‌ شمار مي‌رفت.  گفتني است سلوكيان نزد ايرانيان بيگانگي بودند كه بر آنان حكومت مي‌كردند و مي‌خواستند آنها را از كشور خود بيرون برانند.

اشكانيان

جانشينان اشك را اشكانيان مي‌گويند. خاندان‌هاي ايراني براي مبارزه با سلوكيان به اشكانيان كمك كردند. قدرت اين خاندان‌ها به تدريج به حدي رسيد كه در امور داخلي خود مستقل شدند. از جملة اين خاندان‌ها، خاندان «قارن» بود كه نسب خود را به كاوة آهنگر مي‌رساندند. در شاهنامة فرودسي آمده است كه كاوه ، آهنگري بود كه به كمك مردم عليه پادشاه زمان خود بنام «ضحاك» قيام كرد.

از ديگر خاندان‌هاي دورة اشكاني خاندان ساسان بود. اين خاندان نسب خود را به اسفنديار مي‌رساندند. در شاهنامه آمده كه اسفنديار پهلوان مشهوري بوده است.

هنگامي كه دولت اشكاني در ايران تأسيس شد، در اروپا «دولت روم» در حال توسعة قلمرو خود بود. اين دولت ابتدا در شهر رم در كشورهاي ايتالياي كنوني بوجود آمد ولي بتدريج سرزمين‌هاي اطراف درياي مديترانه را به تصرف خود درآورد. رومي‌ها پس از تصرف بخش‌هاي وسيعي از اروپا، به خاك ايران قدم گذاشتند و چون شام و آسياي صغير را تسخير كردند با اشكانيان همسايه شدند. رومي‌ها پادشاه خود را امپراطور مي‌ناميدند. امپراتوران روم در نظر داشتند ايران را تصرف كنند. به همين دليل، سالها ميان آنها و اشكانيان جنگ‌هاي خونيني در مي‌گرفت و در اكثر اين جنگ‌ها رومي‌ها شكست مي‌خوردند زيرا سواران پارتي آنها را به داخل خاك ايران مي‌كشاندند سپس با حملاتي برق‌آسا و كوبنده نابودشان مي‌كردند. در چنين شرايطي«حضرت‌عيسي» براي هدايت انسانها در فلسطين كه تحت حكومت روميان بود، ظهور كرد. حضرت عيسي(ع) با بياني دلنشين و اخلاقي نيكو مردم را به پرستش خداي يگانه و پرهيز از ظلم و ستم دعوت مي‌كرد. او حامي محرومان و ستمديدگان بود و خداوند به او قدرتي داده بود كه مي‌توانست بيماران را شفا دهد.

باري، مهم‌ترين اقدام اشكانيان اين بود كه سلوكيان را بيگانه مي‌دانستند و كوشيدند آنها را از ايران بيرون برانند. متأسفانه، ضعف دولت اشكاني و آشفتگي اوضاع كشور، به تدريج باعث نارضايتي بعضي از بزرگان شد. از سوي ديگر، پيداش دين‌هاي مختلف و وجود تفرقه‌هاي ميان مردم باعث نگراني شده بود؛ زيرا بودايي‌ها از كوشاني‌ها و مسيحيان از رومي‌ها حمايت مي‌كردند. در چنين شرايطي، اردشير كه فرزند يك خانواده‌ي ايراني ساكن فارس و برخوردار از مقام مذهبي بودند عليه اشكانيان قيام كرد. نام پدربزرگ او ساسان بود و حكومتي را كه اردشير تأسيس كرد به حكومت ساساني معروف است.

+ نوشته شده توسط م در یکشنبه ششم خرداد 1386 و ساعت 22:45 |

همسايگان ايران در زمان هخامنشيان

پس از آنكه آريايي‌ها به فلات ايران مهاجرت كردند، جاي آنها را «سكاها» كه قومي چادرنشين بودند، گرفتند. آنها قومي مهاجم و خونريز بودند و همواره به مرزهاي شمالي ايران حمله مي‌كردند اما چون در آن زمان دولت قدرتمند هخامنشي بخوبي از مرزها نگهداري مي‌كرد آنها موفق به تصرف ايران نشدند.

در زمان هخامنشيان، همساية ديگر ايران‌«يونان» بود. يوناني‌ها كه در جزيره‌ها، سواحل درياها و دامنة كوهها زندگي مي‌كردند براي خود شهرهايي ساخته بودند. هر يك از اين شهرها يك حكومت مستقل از ديگر شهرها داشت.

در يونان دو شهر «اسپارت» و «آتن» از ديگر شهرها مشهورتر بودند. اسپارت مردمي جنگجو داشت و پادشاهي مستبد بر آنها حكومت مي‌كرد ولي مردم آتن كه بيشتر دريانورد و بازرگان بودند حاكم شهر را از ميان خود و از طريق انتخابات تعيين مي‌كردند. آتني‌ها به علم و دانش علاقه‌مند بودند و دانشمندان بزرگي چون سقراط، افلاطون و ارسطو در ميان آنها زندگي مي‌كردند. با وجود اين، آتني‌ها برده‌داري مي‌كردند. آنان اسيران جنگي را به بردگي مي‌گرفتند و از دسترنج آنها استفاده مي‌كردند. هخامنشيان با يوناني‌‌ها بسيار جنگيدند. در اين جنگ‌ها، گاه ايرانيان و گاه يوناني‌ها پيروز مي‌شدند. اين جنگ‌ها موجب ضعف هر دو كشور شده و از طرف ديگر قدرت بي‌اندازه پادشاه، شاهزادگان را هم به فكر كسب قدرت و رسيدن به پادشاهي مي‌انداخت شاه درصدد قتل شاهزادگان برمي‌آمد. در نتيجه، قتل و كشتار در دربار زياد شد و عده‌اي از شاهان و شاهزادگان هخامنشي به دليل قدرت‌طلبي به قتل رسيدند. از آنجا كه در دولت هخامنشي هيچ كس حق نداشت در امور كشور دخالت كند و همة كارها در دست پادشاه بود بتدريج به فساد و انحطاط دچار شدند و از طرفي ديگر دشمن خطرناكي چون اسكندر مقدوني كه از مردم مقدونيه در شمال يونان بود از اين موقعيت استفاده برده و بر يونان تسلط يافت و با آرام كردن يوناني‌هايي كه از او اطاعت نمي‌كردند و نيز براي رسيدن به آرزوهاي خود دشمني ايران با يونان را بهانه قرار داد. او يوناني‌ها را براي حمله به ايران تحريك كرد. يوناني‌ها نيز براي انتقام‌جويي و به دست آوردن غنيمت، با او همراه شدند. سرانجام اسكندر به ايران حمله كرد و داريوش سوم آخرين پادشاه هخامنشي را شكست داد. اسكندر به جز ايران، مصر را نيز فتح كرد. آن‌گاه به شمال شرقي ايران رفت و قسمتي از ‌آسياي مركزي را تصرف كرد و از آنجا به هندوستان لشكر كشيد سپس به ايران بازگشت اما در اوج جواني و كشورگشايي در بابل مريض شد و درگذشت.

                                                                                                                 ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط م در چهارشنبه دوم خرداد 1386 و ساعت 14:51 |

مادها

روايات مربوط به تاريخ ماد نزد دو مورخ يونان باستان هرودت و كتسياس به كلي متفاوت است. مردم ماد براي جلوگيري از هجوم آشوري‌ها تصميم گرفتند اختلاف‌ها را كنار گذاشته و با يكديگر متحد شوند آنها در محل زندگي «ديااكو» اجتماع كردند و او را به فرمانروايي خود برگزيدند.«ديااكو» دهكدة خود را پايتخت قرار داد از آن پس اين دهكده را «هگمتانه» يعني محل اجتماع مردم ناميدند. هگمتانه در استان همدان امروزي واقع است. سرانجام مادها نيز دچار اختلاف گرديدند و پارس‌ها بر ضد آنان قيام نموده و با تصرف هگمتانه دولت ماد را سرنگون ساختند.

هخامنشيان و قوم پارس

پارس‌ها كه گروهي از آريايي‌هاي مهاجر بودند سرزميني را كه در آن ساكن شدند، به نام ايشان، پارس يا فارس و به تعبير غربي‌ها (Persia) ناميده‌اند.قبايل چادرنشين پارس ابتدا در اين سرزمين به دامداري پرداختند ولي پس از مدتي، گروهي از آنها كشاورز و يكجانشين شدند.يكي از اين قبايل قبيلة «پاسارگاد» بود. رئيس اين قبيله «هخامنش» نام داشت. او رئيس همة قبيله‌هاي پارسي نيز بود بنابراين قبيلة هخامنش بزرگترين قبيلة پارس بشمار مي‌آمد. يكي از نوادگان هخامنش كه به حكومت سرزمين پارس رسيد «كورش» نام داشت. كورش پارس‌ها را به قيام عليه مادها دعوت كرد. پارس با او همراه شدند و تعدادي از بزرگان ماد نيز به او پيوستند. «آژي دهاك» پادشاه ماد از كورش شكست خورد و حكومت مادها به پايان رسيد.سرانجام كورش در يكي از جنگ‌هايش در شمال شرقي ايران كشته شد. پس از كورش حكومت هخامنشيان كه مورد تهاجم مخالفان قرار گرفت با به قدرت رسيدن داريوش بار ديگر هخامنشيان اقتدار خود را بازيافتند. داريوش نزديك به سه سال به طور مداوم با شورشيان جنگيد تا توانست همة آنها را شكست دهد.او در كتيبة «بيستون» كه از خود به يادگار گذاشته، چگونگي اين جنگ‌ها و طرز مجازات دشمنان خود را شرح داده است.

در دورة هخامنشيان بناهاي بزرگي در ايران ساخته شد و چون در ساختن آنها از سنگ به مقدار زياد استفاده مي‌شد امروزه آثار اين بناها به جا مانده است. همچنين آنان اقدامات مهم و ارزشمند انجام دادند كه در تاريخ انديشه بشري قابل توجه است.

پايتخت‌هاي هخامنشيان

هخامنشيان براي اينكه به نقاط مهم قلمرو خود نزديكتر باشند چندين شهر را پايتخت خويش قرار داده بودند. يكي از پايتخت‌هاي آنان شهر هگمتانه بود كه در آن زمان«اكباتان» ناميده مي‌شد؛ در واقع اين شهر پايتخت تابستاني آنها و پايتخت ديگرشان شهر(( شوش)) بود كه پايتخت زمستاني بشمار مي‌رفت.«تخت جمشيد» معروف‌ترين پايتخت‌ هخامنشيان شامل مجموعه‌اي از كاخ‌هاي عظيم بود كه هنوز ويرانه‌هاي آن باقي است.اين بناي باستاني به دستور داريوش كنار شهري به نام«‌پارسه» ساخته شد.

                                                                                                                  ادامه دارد...

 

+ نوشته شده توسط م در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 0:5 |

نگاهی کوتاه به تاریخ ایران از آغاز تا ظهور اسلام...

    

تاریخ ایران با کورش آغاز نمی‌شود و مادها هم اولین ایرانیان نیستند. هرچند نام امروزین " ایران " برگرفته از نام قوم آریایی است، اما پیش از حضور آنها در این سرزمین نیز اقوام و شهرهایی وجود داشته‌اند. کاوش‌های باستان شناسی حاکی از وجود تمدن‌هایی کهن تر در بعضی نقاط این سرزمین است. هرچند بسیاری از مناطق هنوز کاوش نشده‌اند و حتی همان مناطق شناخته شده نیز، کاوش‌ها بصورت علمی انجام نشده است و یا کامل نگشته است. به هرحال در حد همین شناخت محدود امروز، ما مناطقی از این دست را می شناسیم. تپه سیلک کاشان، شهر سوخته زابل، تپه گیان نهاوند، دره جیرفت و مناطقی همانند اینها. نکته مهم دیگر شناخت وضع مناطق داخلی ایران در زمان شکل گیری و رواج تمدن‌های کهن است. یعنی فهم اینکه در زمان تمدن‌های و دولت‌های باستانی نظیر سومر، کلده، اور، بابل، آشور، عیلام، اورارتو و نظائر آن، وضع این مناطق داخلی فلات ایران، که مجزا از منطقه مستقیم تحت حاکمیت این تمدن‌ها و دولت‌ها بوده است، به چه نحوی جریان داشته است ؟

 

زندگي آريايي‌ها در فلات ايران

آريايي‌ها از جمله مهاجريني بودند كه در هزارة دوم پيش از ميلاد در ايران ساكن شدند، آنها كه از اقوام كوچ‌نشيني بودند و با دامداري روزگار مي‌گذراندند مسكن اوليه‌شان سرزمين‌ها و چراگاههاي شمال فلات ايران بود؛ گروهي از آنها به اروپا و گروهي به هند و گروهي نيز فلات ايران را براي زندگي برگزيدند از جمله انگيزه‌هاي مهاجرت به ايران را مي‌توان افزايش جمعيت، كمبود چراگاه، هجوم اقوام همسايه و سرد شدن ناگهاني هوا نام برد. آريايي‌ها سرزميني را كه وارد آن شده بودند((ايران يعني سرزمين‌ آريايي‌ها)) ناميدند آنها شامل سه گروه بزرگ ماد، پارس و پارت بودند. مادها در غرب، پارس‌ها در جنوب و پارت‌ها در شمال شرقي فلات ايران ساكن شدند. اين سه گروه از آن پس «ايرانيان» ناميده شدند.

پس از مدتي زردشت در ميان ايرانيان پيدا شد و آييني جديد آورد. او مردم را به پيروي از اهورامزدا و جنگ با اهريمن دعوت مي‌كرد. زردشت پيامبر ايران باستان است كه پيروانش را زردشتي مي‌نامند. كتاب مقدس زردشتيان اوستا نام دارد.

                                                                                                                                                                                                          ادامه دارد ...

+ نوشته شده توسط م در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 و ساعت 21:49 |
کشوری که ۶۰۰ سال از روزگار زندگی انسان در آن می گذرد و انسانهای بیسواد و بی تمدن در آن موج می زند...از کثافات اخلاقی تا بیماریهای اجتماعی. ۳۰۰ را تابلوی جهل خود در دنیا معرفی کرده است.ملت و مردمی که بیش از ۲۵۰۰ سال تمدن و آثارش را صاحبند به نادانی آنان می خندند و تاریخ انکار نا پذیر است و...  
+ نوشته شده توسط م در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 8:19 |

 

 

             باغ فین کاشان

                                             باغ فین کاشان

**************************************************************

 

              

                                       تیمچه امین الدوله

**************************************************************

               

                                        خانه بروجرديها

**************************************************************

 

 

                    

                                             روستاي ابيانه

**************************************************************

 

                    

                                          زير گنبد شاهزاده

**************************************************************

 

+ نوشته شده توسط م در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385 و ساعت 7:17 |